تبليغاتX
يه حرفِ تازه

يه حرفِ تازه

نامه حسین خضری، زندانی محکوم به اعدام، به سازمانهای حقوق بشری

مدت ۴۹ روز تحت شکنجه بودم ازقبیل ضربه زدن با لگد به اندام های تناسلی و خونریزی و تورم آن نواحی از بدنم به مدت چهارده روز

حسین خضری زندانی سیاسی محکوم به اعدام، طی نامه ای به افکار عمومی و سازمان های و نهاد های حقوق بشری، خواهان پیگیری طرح شکایت خود از دستگاه اطلاعاتی، سپاه پاسداران و دستگاه قضایی شده است.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، وی در بخشی از نامه خود می گوید به مدت ۴٩ روز در سلول های انفرادی سپاه و در بازداشتگاهی مخفی که زیر نظر سازمان زندان های نیست به شدت شکنجه و وادار به اعتراف شده است.
متن این نامه به شرح زیر است:
اینجانب زندانی سیاسی حسین خضری که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه و همچنین تایید شعبه ده دادگاه تجدید نظر آذرباییجان غربی و همچنین تایید حکم صادره از سوی شعبه ٣۱ دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شده ام.

برای پرده برداشتن از نحوه بازجویی، بازپرسی و دادگاهی که شدیدا از انعکاس و نحوه چگونگی مراحل ذکر شده به افکار عمومی و بیدار جامعه مدنی داخل و خارج جلوگیری به عمل آمده و می آیدو حتی از نامه سرگشاده ای که به عنوان اعتراض قانونی به مراحل پرونده سازی به ریاست قوه قضاییه کشور نوشته بودم مسئولین زندان از تایید آن امتناع می کنند.
با وجود تمامی این مشکلات بنده شرح مختصری از وضعیتی که به بنده وارد شده و به نوعی تا به حال ادامه دارد میدهم باشد که گوشی شنوا شنیده و زبانی حق گو شروع به بازگو و ارسال مطالب زیر نماید.
اینجانب در تاریخ دهم مرداد ماه ٨٧ در شهرستان کرمانشاه توسط نیروهای سپاه نبی اکرم آن شهرستان دستگیرشدم و مدت ۴٩ روز که در اختیار نیروهای سپاه نبی اکرم کرمانشاه بودم ومتحمل شکنجه های فیزیکی و روحی در زمان بازجویی بودم که شکنجه ها از نظر فیزیکی شامل :
۱- کتک زدن به مدت چندین ساعت در هر روز
٢- ایجاد فشار روحی و روانی در حین بازجویی
٣- تهدید بازجویی هایم مبنی بر آنکه اگر آن مواردی که ما میگوییم قبول نکنی به برادر و داماد خانواده شما میتوانیم برچسب فعالیت های غیرقانونی علیه نظام بزنیم
۴- ضربه زدن با لگد به اندام های تناسلی من و خونریزی و تورم آن نواحی از بدنم به مدت چهارده روز
۵- پارگی پای راستم تقریبا به اندازه ٨ سانتیمتر به علت ضربه محکم پای بازجو که هنوز قابل مشاهده است
۶- وارد کردن ضربات متعدد به تمامی بدنم با باتوم این موارد در مدت ۴٩ روز بازداشت بنده در بازداشتگاه سپاه پاسداران کرمانشاه بود.
حال سوالی که مطرح می گردد این است که مگر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ٣٨ آن صراحتا بیان نشده است هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع‌ممنوع است‌، اجبار شخص به شهادت‌، اقرار یا سوگند مجاز نیست‌و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است‌ و متخلفین از این اصل مجازات می شوند.
در حالی که به آن صورتی که ذکر کردم بنده در مدت بازداشت در سپاه نبی اکرم کرمانشاه هم متحمل شکنجه فیزیکی شده ام هم شکنجه روحی و روانی .پس چطور اقرارهای بنده که به زور شکنجه از من گرفته اند دلیل و مدرک معتبری برای دادگاه شده و بنده را به چنین حکم سنگینی یعنی اعدام محکوم کرده اند.
بعد از آن در مورخ ٢٨ شهریور ٨٧ بنده را از سپاه نبی اکرم کرمانشاه به سپاه المهدی ارومیه منتقل کردند و در آنجا نیز تحت انواع شدیدترین شکنجه های فیزیکی و روحی قرار گرفتم .
دوباره مورخ ۱۶ دی از بازداشتگاه سپاه المهدی شهرستان ارومیه به اداره کل اطلاعات اذرباییجان غربی منتقل شدم و تا تاریخ ٢۶ بهمن همان سال تحت اختیار اداره اطلاعات ارومیه بودم و تمامی موارد شکنجه در طی بازداشتم در اداره اطلاعات ارومیه اجراو اعمال شد.
بعد از آنکه بنده را به زندان ارومیه منتقل کردند در تاریخ ٢۱ اردیبهشت ٨٨ برای اولین بار و آخرین بار بنده را در شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه دادگاهی نمودند که در جلسه دادگاه نماینده اداره اطلاعات ارومیه و دادستان حضور داشتند و قبل از آن هم اینجانب را ماموران اداره اطلاعات ارومیه تهدید کردند که نه از شکنجه باید حرفی بزنی و نه در مورد بازجویی های که از تو گرفته ایم البته به زور شکنجه! بالاخره با این جو سازی در دادگاه بدوی و همچنین با عدم اعطای زمان کافی برای بنده برای دفاع از خودم و جمع جور کردن محاکمه بنده در حدود ده دقیقه و اتمام آن کاملا جای سوال برای بنده شد که آیا در عرض ده دقیقه و با آن اتمسفر حاکم بر فضای دادگاه چطوری من و وکیلم میتوانستیم از اتهامات وارده دفاع نماییم و چگونه از این اتهام سنگین برائت کنیم.
سوال دیگری که برای من متصور می شود این است که آیا حضور من در جلسه ای دادگاه به منزله اجرای اجباری نمایشی درام و کمدی نبود که فقط آقایان گفته باشند که متهم در دادگاه حضور بهم رسانده و با توجه به طی مراحل دادگاهی محکوم شد .
سوال بعدی هم آن که در دادگاه به قاضی پرونده ام آقای درویشی، رییس شعبه یک بیان کردم که بسیاری از بازجویی های خود را قبول ندارم زیرا به زور شکنجه های فیزیکی و روانی مجبور به قبول آن مطالب گشته ام در حقیقت آنها را به من دیکته کرده و قبولانده اند، ولی با این همه قاضی پرونده هیچ اعتنایی به مطالبم ننمود توضیح آن که اعمال شکنجه از سوی بازجو هایم با توجه آنکه ایشان یعنی بازجویان مرا تهدید کرده بودند به قاضی گفتم ولی افسوس از گوش شنوا، متاسفانه قاضی بدون هیچگونه تحقیق و تفحصی در مورد ادعای شکنجه بنده مبادرت به صدور رای اعدام نمود و رای همان دادگاه بدوی توسط شعبه ده تجدید نظر استان آذرباییجان غربی در مورخ ۱٧ مرداد ٨٨ تایید شده و در تاریخ ۱۱ مرداد حکم قطعی صادر شده و در زندان مرکزی ارومیه به من ابلاغ گردید.
درضمن من تا قبل از قطعی شدن حکم دادگاه دست از تلاش بر نداشتم و در تاریخ ۵ مرداد از نوع رفتار غیرانسانی و غیرقانونی بازجو هایم به دادسرای نظامی شهرستان ارومیه شکایت کردم که مورخ ۱۰ بهمن ٨٨ ابلاغ گردیده است.
شکایتم از دادسرای نظامی به دادسرای عمومی رسید و همان موقع به برادرم در مورخ ٢٧ بهمن ٨٨ ابلاغ شده است به محض شکایت بنده از نحوه بازجویی و برخورد ماموران سپاه المهدی و اداره اطلاعات ارومیه در تاریخ ۱۶ آذر ٨٨ به بازپرسی شعبه هشتم احضار و وضعیت شکنجه و نحوه برخورد بازجویان را اعلام و همچنین مدارک پزشکی که دال بر شکنجه شدن اینجانب مینمود تقدیم کردم و در ضمن درخواست معرفی به پزشکی قانونی را نمودم و تعجب آور انکه بازپرس شعبه ٨ در برابر اظهارت بنده حتی نخواست برای اثبات راست یا دروغ بودن موارد ذکر شده، بنده را به پزشکی قانونی اعزام نماید.
در تاریخ ۱٣ بهمن ٨٨ یعنی درست بعد از آنکه بنده طرح شکایت نموده و در بازپرسی شعبه ٨ اظهارت خود را نوشته و مدارک پزشکی را تقدیم بازپرس نمودم و پرونده در دادسرای نظامی عدم صلاحیت خورده و به دادسرای عمومی رفته به عبارتی ۳ روز بعد از نامه نگاری اداره سازمان قضایی نیروهای مسلح استان آذربایجان غربی با دادسرای عمومی در خصوص عدم صلاحیت رسیدگی دادسرای نظامی ارومیه و ارجاع پرونده به دادسرای عمومی مرا به اداره اطلاعات ارومیه برده و در مدت ٣ روزی که در بازداشتگاه مرکزی اداره اطلاعات ارومیه بودم انواع و اقسام تهدید ها مبنی بر آنکه اولا چرا بر علیه ما در دادگاه طرح شکایت کردی ثانیا در برابر دوربین فیلم برداری حاضر به اعتراف نوشته های که ما به شما می دهیم باشید و متذکر گردید که هیچ نوع بد رفتاری و شکنجه نشده ما نیز در عوض نسبت در رای که برایت صادر شده تخفیفاتی را به وجود می آوریم.

در حقیقت آشکارا تهدید بنده و ایجاد فضای سوداگری و عامه گری انگار سرنوشت انسانها نیز مانند کالا قابل داد و ستد است در حالی که انتقال من از زندان ارومیه به اداره اطلاعات باعث ایجاد استرس و دلهوره شدید در بین اعضای خانواده ام شده و با توجه به انکه پدرم برای کسب اطلاع از وضع بنده به اداره اطلاعات ارومیه مراجعه و متاسفانه با شنیدن جواب های گنگ و مبهم تصور می کنند که شاید مرا اعدام کرده اند و ایشان همانجا جلوی درب اداره اطلاعات ارومیه دچار سکته مغزی شده و بعد از اعزام به بیمارستان دار فانی را وداع میگویند این نیز برگ دیگری از جنایات دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران که با ایجاد نگرانی برای خانواده ضربه مهلک هم به من هم به خانواده ام وارد کردند که از صدها اعدام کردن برایم بدتر بود حال چه کسی جوابگویی این مسائل است خدا می داند.
جالب آنکه بیست روز بعد از فوت پدرم نگذشته بود که آقایان عوض عرض تسلیت به بنده مرا بدون هیچگونه دلیلی و بدون هیچ اطلاعی به زندان قزوین تبعید کردند حال تصور کنید که من در چه حالت روحی قرار گرفته بودم و مهم تر از همه آنکه بعد از چند ساعت که به طور چشم بسته و پا بسته و دست بسته به من گفتند که چیز خاصی نیست و تو را به زندان دیگری انتقال میدهیم .
در مورخ ٣۰ فروردین قرار منع تعقیب در شعبه ۱۰۴ جزایی ارومیه صادر گردید حال آنکه شعبه ۱۰۴ جزایی نه بازجویی های بنده و نه حتی نماینده ای از سپاه پاسداران و یا اداره اطلاعات را برای توضیح مسائل نه به بازپرسی نه به شعبه ای فرا خواند و نه با معاینه ای بنده توسط پزشک قانونی موافقت نمود حال بر چه مبنایی قرار منع تعقیب صادر کرد نمی دانم.
در کیفر خواست صادره از سوی اداره اطلاعات و هم حکم دادگاه اینجانب حسین خضری به عنوان محارب شناخته شده ام در صورتی که مصادیق محاربه نه بر بنده صادق است نه محرز اولا بنده هنگام دستگیری مسلح نبودم چون بنده فعالیت سیاسی به طور مدنی میکردم ثانیا هیچ اقدام مسلحانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران نکرده ام همچنین بنده حدود ٨ ماه در سلول های انفرادی سپاه نبی اکرم کرمانشاه و سپاه المهدی ارومیه و اداره اطلاعات ارومیه تحت بدترین شکنجه های فیزیکی و روانی و انواع تهدید ها و تحقیرها بوده ام .
به طوری که بازداشت طولانی مدت بنده به مدت ٨ ماه در آن سلول های انفرادی چنان بر سیستم عصبی و حالات روحی و روانی ام تاثیر سو گذاشته بود که اقدام به خودکشی کردم آن هم ٢ بار! چون واقعا شکنجه ها و نوع رفتار غیر انسانی بازجویان به حدی بود که مرگ را بهتر از آن طور زندگی و زنده ماندن میدانستم و جایی بسی سوال است که در کجای دنیا فردی را ٨ ماه در سلول انفرادی مورد آزار و اذیت جسمی و روحی قرار داده اند و هیچگونه ملاقات را با وکیل یا خانواده و یا حتی تماس تلفنی با ایشان داشته باشد.
در پایان بنده زندانی سیاسی حسین خضری با توجه با آنکه تحت شدیدترین مراقبتهای امنیتی زندان قرار دارم و به طوری که حق نامه ای سر گشاده که به بالاتربن مرجع قضایی کشور نوشته ام بدون هیچگونه دلیل قانونی و خاصی از تایید اثر انگشت نامه بنده خودداری و اصل نامه نوشته شده را حفاظت زندان از بنده گرفته و باز پس نمی دهد.
حال با توجه به آشکار نبودن زمان اجرای حکم اعدام بنده که آیا فرداست یا پس فرداست از انتشار کوچکترین خبر حتی خبر سلامتی خویش به صورت راحت و آزادانه محروم می باشم لذا تحت چنین شرایط فوق سنگین امنیتی از تمامی مجامع بین المللی و سازمانهای کانون مدافع حقوق بشر و حتی افرادی که در مورد حقوق زندانیان سیاسی و همچنین در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند تقاضا دارم که صدای سرکوب شده مرا به گوش انواع بشریت رسانده و از هم اکنون تمامی آن مراجع و آن افراد را به عنوان وکیل رسمی خود می شناسم که هر سوالی را به نام بنده در جهت برگزاری یک دادگاه صالح و بی طرف بازبینی دوباره پرونده به طور واضح و آشکار بدون مخفی کاری، پیگیری و موضوع شکنجه وارده بر بنده را اقدام و اعمال نماید .
در پایان از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد؛ عفو بین الملل و تمامی مجامع حقوق بشر در خواست می نمایم با انتشار نامه اینجانب و پیگیری مسائل مطرح در آن اقدام نماید
حسین خضری
زندانی سیاسی محکوم به اعدام زندان مرکزی ارومیه بند ۱٢

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 7:1  توسط داوود خان  | 

علی قلی زاده، فعال دانشجویی مشهد و عضو ستاد مهدی کروبی بازداشت شد

به گزارش منابع خبری جرس، علی قلی زاده، فعال دانشجویی مشهد، ظهر روز جمعه ۱۴ آبان ماه ٨٩، در منزل پدریش بازداشت شده است.

علی قلی زاده، دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل دانشگاه صنعتی شاهرود و فعال سیاسی مشهدی و عضو شورای عمومی تحکیم وحدت می باشد، که بنا به این گزارش، توسط چندین مامور مسلح و لباس شخصی وزارت اطلاعات، و بدون ارائه حکم قضایی بازداشت شده است.

این گزارش افزود “قلی زاده از اعضای شورای عمومی تحکیم وحدت بوده و پس از فارغ التحصیلی در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه شاهرود، با شرکت در آزمون کارشناسی ارشد موفق به کسب رتبه ٢٣ شده بود که با وجود قبولی در دانشگاه تهران، از ادامه تحصیل محروم و ستاره دار شده بود.”

این منبع خبری خاطرنشان کرد وی از فعالین سیاسی اصلاح طلب شهر مشهد و در انتخابات سال ٨٨ نیز، از فعالان ستاد دانشجویی مهدی کروبی در آن شهر بود.

همچنین آمده است “دلیل بازداشت وی، تحرکات اخیر اعضای تحکیم وحدت برای باز راه اندازی این تشکل مستقل دانشجویی عنوان شده؛ هر چند قلی زاده ضمن دفاع از تشکل مستقل متبوع خویش، این مورد را اتهامی موجه جهت بازداشت نمی داند، اما با این حال از صحت این عنوان اظهار بی اطلاعی کرده است.”

لازم به ذکر است علی قلی زاده با توجه به سانحه رانندگی که هفته گذشته برای وی اتفاق افتاده، از وضعیت جسمی مناسبی برخوردار نیست و پیرامون شرایط نگهداری وی در سلول های اداره اطلاعات مشهد نگرانی های جدی وجود دارد

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 7:1  توسط داوود خان  | 

نماینده بروجرد: تحقیق و تفحص مجلس از شرکتهای تامین اجتماعی، نشانگر “تخلفات زیاد” است

نماینده مردم بروجرد در مجلس گفت: گزارش کارگروه تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی شاخه شستا در مراحل پایانی است.

“هادی مقدسی” در گفت و گو با خانه ملت اظهار داشت: جلسه هیات تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی در ۳ بخش شستا،سازمان تامین اجتماعی و بازنشستگی در جریان است.

نایب رییس کمیسیون اجتماعی مجلس تاکید کرد: بررسی نشست با اعضای کارگروه های سه گانه هیات تحقیق و تفحص نشانگر این است که در شرکت شستا تخلفات و نواقص زیادی وجود دارد.

این نماینده مجلس خاطرنشان کرد: هدف از برگزاری تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی مشخص شدن نواقص و کمبودهای مربوط به این سازمان و سازمان بازنشستگی و شستا و…در عین حال رفع کردن آن عنوان شده است.

نایب رییس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی اظهار امیدواری کرد: جمع بندی نهایی کارگروه تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی شاخه “شستا” تا پایان سال جمع بندی شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 7:0  توسط داوود خان  | 

نماینده نوشهر: انحلال دانشگاه ایران، به ضرر دانشجویان، پزشکان و بیماران است

عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس با بیان اینکه انحلال  دانشگاه پزشکی ایران  اقدامی عجولانه است که با دلایلی مبهم صورت گرفته  گفت:این اقدام به ضرر جامعه دانشجویی و پزشکی ایران خواهد بود و ارائه خدمات پزشکی در تهران را با مشکل رو به رو می سازد.

به گزارش پارلمان نیوز دکترانوشیروان محسنی بندپی  در خصوص انحلال  دانشگاه پزشکی ایران در پاسخ به این سوال که آیا این کار قانونی بوده است یا خیر گفت:در جلسه ای که کمیسیون بهداشت و درمان داشت امیدوار رضایی مامور شد تا بررسی کند آیا این کار قانونی بوده است و آیا بدون اجازه مجلس این کار می توانست صورت گیرد یا خیر؟و نتیجه آن را تا روز یک شنبه یا حداقل دو شنبه به کمیسیون اعلام کند.

نایب رئیس اول کمیسیون بهداشت و درمان  با بیان اینکه صحبت های وزیر بهداشت و دلایلی که برای این اقدام مطرح می کنند خیلی شفاف نیست گفت:معلوم نیست که واقعا هدف اصلی از این انحلال و ادغام چه بوده است

نماینده مردم نوشهر و چالوس در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این اقدامی بی سابقه در نظام دانشگاهی ایران بوده است تا کید کرد:انحلال دانشگاه پزشکی ایران آن هم وسط سال تحصیلی ضربه بزرگی به دانشجویان این دانشگاه می زند،این اقدام عجولانه حداقل می بایست در یک پروسه ۳ یا ۴ ساله صورت می گرفت آن هم در صورتی که وزیر بهداشت می توانستد دلایل قانع کنندی ای برای  این انحلال بیاورد.

محسنی بندپی در پاسخ به این سوال که آیا انحلال دانشگاه را به نفع جامعه دانشجویی پزشکی ایران می دانید یا خیر؟گفت:قطعا این اقدام به ضرر جامعه پزشکی خواهد بود و نه تنها موجب ارتقاء کیفیت آموزش در این حوزه نمی شود بلکه با توجه به جمعیت تهران ارائه خدمات پزشکی در تهران را نیز با مشکل روبه رو خواهد ساخت.

وی خاطر نشان کرد:وزارت علوم و بهداشت باید در فکر تاسیس دانشگاه های بیشتر برای آموزش جوانان باشد نه اینکه با انحلال و ادغام دانشگاهی که چهارمین دانشگاه برتر پزشکی ایران است سیستم آموزشی را در این حوزه دچار مشکل کند.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 7:0  توسط داوود خان  | 

یورش دوباره ماموران امنیتی به منزل نازنین خسروانی،روزنامه نگار زندانی

چهار نیروی امنیتی عصر امروز( پنج شنبه) با مراجعه دوباره به خانه پدری نازنین خسروانی، روزنامه نگار بازداشت شده، بدون ارائه هیچ گونه حکمی از آنها خواستند که در را باز کنند تا اقدام به تفتیش مجدد خانه کنند. آنها از هرگونه توضیحی در این باره خودداری و تهدید کردند که در صورتی که نگذارند وارد خانه بشوند، درها و پنجره ها را خواهند شکست.

براساس گزارش های رسیده به کلمه، خانواده خسروانی بارها از ماموران درخواست حکم قضایی کردند که با این پاسخ ماموران روبرو شدند که « اگر ما به شما حکمی ارائه بدهیم آن را روی اینترنت منتشر می کنید و یا ممکن است که پاره کنید.»

خانواده خسروانی ضمن تماس با پلیس ۱۱۰ از آنها خواستند که لااقل آنها با حضور در محل، مدارک مامورانی را که ادعا می کنند از وزارت اطلاعات هستند بررسی کنند.پس از حضور پلیس و تایید مدارک شناسایی آنها ،خانواده خسروانی اجازه ورود به ماموران دادند.

ماموران پس از ورود به خانه خطاب به مادر نازنین خسروانی گفتند :«ما مدرک داریم که در خانه شما یک کیس کامپیوتر و یک نوت بوک وجود دارد. یا خودتان بگویید کجاست یا ما مجبور می شویم با چاقو همه مبل ها را پاره کنیم تا پدایشان کنیم.»

این ماموران که صبح چهارشنبه نازنین خسروانی را دستگیر کرده بودند، امروز نیز برخورد بسیار نامناسبی با خانواده او داشته و با پرخاشگری با آنها صحبت کرده و همه خانه را نیزمورد تفتیش قرار دادند اما در نهایت آنچه می خواستند نیافتند .

ماموران امنیتی در زمان دستگیری خسروانی نیز ابتدا به اشتباه به خانه همسایه خانواده خسروانی مراجعه کرده و برخوردهای بسیار نامناسبی با همسایه آ نها داشتند که این موضوع منجر به تماس تلفنی همسایه با پلیس ۱۱۰ شد . ماموران آنچنان داد و فریادی مقابل منزل خسروانی به راه انداخته بودند که موجب اضطراب و ناراحتی ساکنان کوچه شده بودند .ماموران پلیس ۱۱۰ ضمن مراجعه به محل،با سرتیم ماموران اطلاعات که حاجی صدایش می زدند، صحبت و تذکر دادند که حق نداشتند برای همسایه ها ایجاد مزاحمت و سر و صدا کنند که با بی اعتنایی سرتیم ماوران اطلاعات مواجه شد.

نازنین خسروانی از روزنامه نگاران اصلاح طلب محسوب می شود که با روزنامه های نوروز ،بهار ، دوران امروز ،کارگزاران، سرمایه ، شرق و اقبال …همکاری داشته است .روزنامه هایی که همگی پس از مدتی فعالیت توقیف شدند.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 7:0  توسط داوود خان  | 

اخراج، تاوان اعتراض کارگران آبادانی به تاخیر در پرداخت حقوق ماهانه

در روزهای گذشته دهها نفر از کارگران ساختمان نصب پالایشگاه آبادان و همچنین کارگران سازمان فضای سبز شهرداری آبادان، در اعتراض به ماهها حقوق معوقه خود، دست به اعتصاب و تجمع زدند که در نتیجه گروهی از آنها اخراج شدند.

به گزارش جرس، دهها نفر از کارگران ساختمان نصب پالایشگاه آبادان، در اعتراض به چندین ماه حقوق عقب افتاده خود و عدم پاسخگویی مسئولین، دست به اعتراض زده و شیشه های محل کار خود را شکستند؛ که در پی این حرکت اعتراضی ، حدود سی نفر از آنها از کار اخراج شدند و در عین حال فقط یک ماه از حقوق کارگران به آنها پرداخت شد.

بر اساس این گزارش، در چند روز گذشته موج بیکاری و اخراج کارگران رو به افزایش بوده؛ در صورتی که مسئولان مربوطه از حقوق و پاداش های بالایی برخوردار هستند، اما کارگران زحمتکش باید ماهها بدون حقوق و مزایا، زندگی و شرایط سخت را بگذرانند .

همچنین به گفته یک منبع خبری از آبادان، دهها نفر از کارگران سازمان فضای سبز شهرداری آبادان، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه حقوق و بیمه خود در مقابل شهرداری مرکزی آبادان تجمع کردند.

کارگران معترض گفته‌اند که عدم دریافت ماهها حقوق، سبب بروز مشکلاتی برای آنها در تامین امرار معاش، پرداخت قبوض، تحصیل فرزندان و غیره شده است. اما سرپرست شهرداری آبادان، دلیل تاخیر در پرداخت حقوق و بیمه کارگران را مسدود بودن حساب این سازمان از سوی سازمان مالیات ارزش افزوده عنوان کرده است.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 7:0  توسط داوود خان  | 

احضار و بازداشت یک فعال دانشجویی در بابل

حسین پرهیزگار، از فعالان دانشجویی شهر بابل، پس از احضار به اداره اطلاعات شهرستان بابل بازداشت شد.

به گزارش دانشجونیوز، در ادامه فشارهای مسئولان امنیتی استان مازندران به فعالین دانشجویی و مدنی این استان، حسین پرهیزگار دانشجوی محروم از تحصیل و فعال دانشجویی در بابل، در آستانه ۱۳ آبان بازداشت شد.

این دانشجوی محروم از تحصیل در جریان حوادث پس از انتخابات، چند بار به اداره اطلاعات شهرستان بابل احضار شده و مورد تهدید و بازجویی قرار گرفته بود.

دانشجو نیوز گزارش داده که این فعال دانشجویی در بازداشت قبلی مورد ضرب و شتم و تهدید مقامات اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفته بود، به گونه ای که پس از آزادی جهت درمان به بیمارستان منتقل شد.

حسین پرهیزگار که از حامیان ستاد مهدی کروبی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در استان مازندران بوده، همچنین پس از انتخابات به مدت ۱۲ روز در سلول انفرادی مقر سپاه پاسدران شهرستان بابل بازداشت بود.

این گزارش حاکی است، در روزهای اخیر فشار بر روی دانشجویان افزایش یافته است، به طوری که در دانشگاه امیرکبیر تهران نیز تعداد نامعلومی از فعالان دانشجویی به دادگاه انقلاب احضار شده اند.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 7:0  توسط داوود خان  |